۱۲ ضربالمثل فارسی که هنوز بر زبان مردم است، با معنا و کاربرد
ضربالمثلها چکیدهٔ تجربهٔ مردماند و در دری و فارسی ایران بسیاری از آنها مشترک است. این دوازده مثل رایج را با معنای ساده و نمونهٔ کاربرد بخوانید.
۷ عقرب ۱۴۰۵ · خواندن در 3 دقیقه

ضربالمثل جملهای کوتاه است که تجربهای را در چند واژه خلاصه میکند. فارسیزبانان، چه در کابل و هرات، چه در تهران و شیراز، بسیاری از این مثلها را مشترک دارند. برخی ریشه در شعر کهن دارند و برخی از زبان مردم کوچه و بازار برخاستهاند. گاهی هم یک مثل در جاهای گوناگون به شکل کمی متفاوت گفته میشود.
مثلهایی دربارهٔ تلاش و صبر
۱. قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود
معنا: کارهای کوچک اما پیوسته، کمکم نتیجهٔ بزرگ میدهند.
کاربرد: وقتی کسی میگوید پسانداز کم فایده ندارد یا درس خواندن روزی یک ساعت کافی نیست.
۲. از تو حرکت، از خدا برکت
معنا: تا خودت تلاش نکنی، نباید انتظار نتیجه داشته باشی.
کاربرد: برای تشویق کسی که فقط آرزو میکند و قدمی برنمیدارد.
۳. صبر تلخ است، ولیکن بر شیرین دارد
معنا: صبر کردن سخت است، اما سرانجامش خوب است.
کاربرد: برای دلداری به کسی که منتظر نتیجهٔ کاری است.
۴. عجله کار شیطان است
معنا: شتابزدگی به اشتباه میانجامد.
کاربرد: وقتی کسی بیفکر و با عجله تصمیم میگیرد.
مثلهایی دربارهٔ همکاری و مردم
۵. یک دست صدا ندارد
معنا: کار بزرگ با همکاری انجام میشود.
کاربرد: برای دعوت دیگران به کمک در کاری مشترک.
۶. کوه به کوه نمیرسد، آدم به آدم میرسد
معنا: آدمها دوباره سر راه هم قرار میگیرند، پس با دیگران خوب رفتار کن.
کاربرد: هنگام خداحافظی یا وقتی کسی رفتاری ناپسند دارد و فکر میکند دیگر کسی را نمیبیند.
۷. دست بالای دست بسیار است
معنا: همیشه کسی تواناتر از تو هست؛ مغرور نشو.
کاربرد: در برابر کسی که به توانایی خود مینازد.
۸. هر که بامش بیش، برفش بیشتر
معنا: کسی که دارایی یا مقام بیشتری دارد، گرفتاری و مسئولیتش هم بیشتر است.
کاربرد: وقتی کسی به زندگی ثروتمندان غبطه میخورد.
مثلهایی دربارهٔ تجربه
۹. مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد
معنا: کسی که یک بار آسیب دیده، از چیزهای بیخطر هم میترسد.
کاربرد: برای توضیح احتیاط زیاد کسی که پیشتر فریب خورده است.
۱۰. آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب
معنا: وقتی کار از حدی گذشت، کم و زیادش فرقی نمیکند.
کاربرد: هنگامی که کسی دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
۱۱. شنیدن کی بود مانند دیدن
معنا: چیزی که با چشم خود ببینی، از شنیدهها معتبرتر است.
کاربرد: برای تشویق کسی که بر پایهٔ شایعه داوری میکند.
۱۲. کار نیکو کردن از پر کردن است
معنا: مهارت با تکرار و تمرین به دست میآید.
کاربرد: برای دلگرمی کسی که در آغاز یادگیری کاری است.
مثلها در گویشهای گوناگون
بسیاری از این مثلها در دری، فارسی ایران و تاجیکی مشترکاند، اما گاهی واژه یا شکل جمله فرق میکند. در گویشهایی مانند هزارهگی هم مثلهایی هست که در فرهنگهای عمومی کمتر ثبت شدهاند. اگر شکل دیگری از این مثلها میشناسید، برای ما بنویسید.
برای آشنایی بیشتر با تفاوتهای دو گونهٔ زبان، مقالهٔ تفاوت فارسی دری و فارسی ایران را بخوانید.
پرسشهای رایج
ضربالمثل چیست؟
جملهای کوتاه و رایج که تجربه یا پندی را به زبانی ساده و اغلب تصویری بیان میکند.
آیا ضربالمثلهای دری و فارسی ایران یکیاند؟
بسیاری از آنها مشترکاند، اما گاهی شکل جمله یا واژهها در هر گونه کمی تفاوت دارد و هر منطقه مثلهای ویژهٔ خود را هم دارد.
«قطره قطره جمع گردد» یعنی چه؟
یعنی کارهای کوچک و پیوسته، کمکم به نتیجهای بزرگ میرسند.
اشتباهی دیدید؟ به ما بنویسید.
